اسكندر بيگ تركمان

677

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

خدعه است چند كس را برسم خبرگيرى بر سمت ايروان فرستاده بود كه مبادا غافل سر راهى بغازيان گيرد ايشان به چند نفر از قراولان دچار شده چون اندك مردمى بوده‌اند با آنكه در آئين سپاهگيرى خبرگيران را تا ضرورت نشود رخصت محاربه نيست راكب جهل و غرور گشته برايشان تاخته در هم آويخته‌اند و آن جماعت با فارسان مضمار جهالت و نادانى بحيله و روباه بازى جنگى كرده لحظهء ايشان را به خود مشغول كرده‌اند تا آنكه سياهى لشكر از بسو نمايان شده آن دلاوران معركه نبرد را در ميان گرفته فيما بين جنگ عظيم در پيوست گروهى از آن مردم در آن معركه ضايع شدند و چند نفرى جنگ - كنان زخمدار و ناتوان بيرون رفته خود را بامير كونه خان رسانيده حقيقت حال اخبار نمودند و همان لحظه طليعهء لشكر مخالف نيز نمايان مىشود . امير كونه خان با آنكه استعداد جنگ نداشته و اكثر مردم او پيشتر رفته بودند چنانچه اسبان سوارى و كوتلهاى او را برده بودند جز محاربه نمودن لايق نام و ناموس خود ندانسته با فوجى قليل كه همراه داشت قدم بمعركهء كارزار نهاد فيما بين جنگ در پيوست و محمد تكلو با گروه انبوه جلو ريز بمعركه ستيز رسيده بيك حمله چرخچيان جنود قزلباش را شكست داد . امير كونه خان مشاهده آن حال نموده توكل بر عنايت قادر ذوالجلال كرده خود با امراى رفيق و مردمى كه بر سر داشت عنان يكران بمحاربهء اعدا انعطاف داده فيما بين نيران قتال و جدال اشتعال يافت و گروه مخالف آثار اقتدار ظاهر ساخته بسيارى از دلاوران لشكر قزلباش را زخمدار كردند چنانچه مقصود سلطان كنگرلو زخم يافت و بر اسب سوارى امير كونه خان چند زخم رسيد و على هذا - القياس نزديك به آن شده بود كه چشم زخمى رسد از مؤبدات اقبال روزافزون شاهى ظل اللهى كه هميشه قرين حال منتسبان اين سلسله ابد توأمان است چند نفر از ملازمان امير كونه خان كه پيشتر روانه النجق شده بودند از دير آمدن خان متزلزل خاطر گشته بملاحظهء آداب نوكرى بازگرديده‌اند و خبر رفتن او بر سمت ايروان شنيده طريق خدمت سپرده بسرعت برق و باد خود را در هنگام گرمى معركهء قتال بآقاى خود رسانيده‌اند از آن جمله جلودارى كه اسب كوتل همراه داشته در وقتى كه اسب سوارى خان از شدت زخمها و بسيارى تك و دو از كار مانده بود رسيده و امير كونه خان اين لطيفهء غيبى را از امارات فتح و علامات ظفر دانسته بر جنيبت آسوده سوار شده با فوجى كه در آنوقت حاضر بودند بر صف اعدا تاخته و آثار غلبه ظاهر ساخته [ 472 ] مخالفان از آن جرأت غالبانه و حملهء دليرانه رسيدن كومك تفرس نموده تاب مقاومت نياورده شكست يافته روى بوادى هزيمت نهادند و جنود قزلباش تعاقب نموده اكثر آن مدبران طعمهء شمشير آبدار و برخى اسير و گرفتار گرديدند و محمد تكلو شكسته و مخذول بيرون رفت و غنايم موفور بدست سپاه منصور درآمده كامياب ظفر و اقبال عنان بصوب النجق انعطاف دادند و اين جنگ معظم محارباتى بود كه امير كونه خان را در آن اوقات با مخالفان دست داده مردانگيها ازو بظهور رسيده در ميانهء دوست و دشمن بلند آوازه گشت . شرح آمدن روميه و اكراد بجانب خوى و مرند و توجه رايات منصوره بدفع شر ايشان و قضاياى سانحهء آن اوان از قضايا كه در اوايل اين سال روى داد آمدن جنود روميه و اكراد است بخوى و حدود مرند .